فعلاْ بياين اونجا
آی تری ال يو ای . بلاگفا . کام
دگرگونم
Mothers are strange
mothers are different
They are love
thats why
Love is strange and odd
and
these days
من هدايی ديگرم!
پدر بزرگم !
مهربونم!!!!!
هنوز يک روز نگذشته دلم برات تنگ شد!
بعد از اين چی؟
نميدونستم ديگه نميتونم ببينمت....
جز عکسهای کاغذی ات رو!
اگر ميدونستم، هرگز از کنارت تکون نميخوردم!
ميدونم جات تو بهشته
انقدر خدا دوستت داشت که ...
ميدونم روحت شاده!
دلم!!
دلم برات تنگ ميشه..
هيچ کس جاتو برام پر نميکنه ......
خيلی زيبا از اين دنيا رفتی....
از اين دنيای بی وفا و وحشتناک!
راحت شدی!
دلم برات يه ذره ميشه...
واسه ی صورت مهربونت و لبخند دلنشينت!
واسه مهربونيات!
واسه صدای قشنگت!
واسه نماز خوندنت!
واسه همه چيزت!
خدايا ........ کاش ميتونستم بازم ببينمش!
برام همچون ستاره ای هميشه روشن و نورانی در آسمان دل ميمانی!
رخصت نمیدهند اينهمه آب
تا بنگری که ماهیها چگونه میگريند.
- بيژن نجدی -
باز مريم رو ديدم!
خيلی دختر ماهيه! ... پر احساسه! ...........
کلی برام درد دل کرد ... از همه چی.. از همه کس!
کلی بغض کرد...
منم دلداری! ... ولی دلداريای من!!!!!
هميشه کارو خراب تر ميکنه
طوری که عهد کردم تا زندم به کسی دلداری ندم!
من چه دوستی هستم؟!
از خودم بدم مياد!
لاگونا
فصل سفيد! .. فصل برف!!!!!!!!!!!
من عاشق فصل زمستونم! ...
اول دی بعد بهمن... اسفند رو زياد دوست ندارم!... چون آخرين ماه اين فصل خوشکله!
.....................
اين ماه خيلی بهم خوش گذشت...
چند تا مسافرت رفتيم....
آخرين مسافرت به لاگونا بود .. شهره پاگ سان هان! ...
خيلی قشنگ بود...
اول که رسيديم سوار يه قايقای باريک شديم... که هر کودوم ۲ نفره بودن ...
يه ساعت تو راه بوديم و از بين صخره ها و کوهها گذشتيم... بعد رسيديم به يه آبشار!
يه آبشاره خيلی قشنگ و پر آب!!!!! ...
بعد از اون سواره يه قايق ديگه شديم رفتيم زير آبشار ...
نفس گير بود و سرد!!!!!!!!!!!!!
بعد از اونجا هم استخر آب گرم طبيعی!!!
ووووی!
تاحالا تو عمرم جا به اين با صفايی نرفته بودم!
...
تولدم :)
روز قشنگيه! ... امسال با بقيه ی سالا کلی فرق داره! ...

